على محمدى خراسانى
91
شرح مكاسب (فارسى)
اشكالات اين تعريف : الف : تعريف به اثر و لازم الشئ است . بيان ذلك : انتقال عين از بايع به مشترى اثر بيع است و بيع نقل و تمليك است . پس در اين تعريف ماهيّت خود بيع ، بيان نشده و لذا شيخ اعظم ره فرموده : فيه مسامحة واضحة . ب : در تعريف كلمهء بعوض مقدّر ، آمده يعنى بايد عوض مبيع كلاما مقدّر و تقدير و اندازهگيرى شده و معيّن باشد و گرنه بيع غررى باطل است . و مسئلهء معلوميّت عوض و معوض از شروط صحت بيع است و نمىتوان امرى را كه شرط صحت است در تعريف بيع آورد ، نخست بايد ماهيّت بيع را شناسائى كنيم سپس آن را تقسيم كنيم به صحيح و فاسد و شروط هركدام و احكام آن را بياوريم و گرنه جا دارد بگوئيم : چرا ساير شرائط را نياورديد ؟ آيا اين ترجيح بلا مرجّح نيست ؟ ج : كلمهء على وجه التراضى هم اشاره به يكى ديگر از شروط صحت بيع است كه بايد تجارت از روى تراضى طرفينى باشد و گرنه اكراه و اجبار مبطل است . و باز چيزى را كه در رتبهء متأخره و از شرائط صحت است در تعريف بيع اخذ كردهايد . و اين صحيح نيست . [ 3 - تعريف مشهور از بيع ] 2 - تعريف مشهور : به خاطر اشكالاتى كه تعريف قبلى داشت ، مشهور « 1 » از آن عدول كرده و بيع را چنين تعريف كردهاند : الايجاب و القبول الدّالّان على الانتقال . اين تعريف نيز اشكالاتى دارد : الف : به نظر مىرسد كه نوعى ناهماهنگى ميان تعاريف است زيرا در تعريف اوّل و هكذا در تعاريف بعدى ، بيعى كه مطرح شده در واقع همان فعل بايع است . ولى در اين تعريف ، بيعى كه مطرح شده [ مثل آنچه در معناى لغوى
--> ( 1 ) مختصر النافع ، ص 146 ، الروضة البهيّة ، ج 3 ، ص 221 ، و . . . .